۱۳۸۸ مرداد ۶, سه‌شنبه

ليست شهدای شناسايی شده اعتراضات انتخاباتی به ۶۶ نفر رسيد

اسامی شهدای شناسايی شده اخير
به روز شده : جمعه ١٧ جولای ٢٠٠٩
در جريان خيزش انقلابی مردم در ايران نيروهای سركوبگر رژيم جنايتكار اسلامی به وحشيانه ترين شكلی دست به قتل عام مردم چه در خيابانها و چه در بازداشتگاهها زدند. كشتار مردم معترض و به تنگ آمده از حكومت اسلامی به ويژه بعد از سخنرانی علی خامنه ای ولی فقیه رژيم در ٢٩ خردادماه كه رسما فرمان سركوب خونين اعتراضات مردم را صادر كرد، ابعاد به مراتب گسترده تری يافت. بر اساس گزارشات تكميلی رسيده بخش زيادی از جان باختگان در روزهای بعد از ٢٩ خردادتوسط نيروهای نظامی جمهوری اسلامی به قتل رسيده اند. جمهوری اسلامی در عين حال به طور وسيع و سازمان يافته تلاش ميكند افكار عمومی ايران و جهان را از ميزان قربانيان جنايت شان بی اطلاع سازد. طبق گزارشات رسيده ماموران نظامی جمهوری اسلامی با مراجعه به بيمارستانها و هر جايی كه امكان نگهداشتن زخمی ها و كشته ها بود بزور آنها را ربوده و در موارد زيادی خود به خاك ميسپردند. از سوی ديگر رفتار مامورين سركوبگر باخانواده ها ی جانباختگان را ه آزادی تماما غير انسانی و توهين آميز بود. مامورين وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با تحت فشار قرار دادن خانواده های قربانيان رويدادهای اخير، تنها با قيد تعهد و شروط تعيين شده توسط مقامات جمهوری اسلامی حاضر به تحويل دادن اجساد عزيزان شان ميشدند. بخشی از شروطی كه مامورين وزارت اطلاعات در تعهد ها نوشته اند به قرار زير می ياشد:
١- مراسم بی سر و صدا و فقط با حضور افراد نزديك خانواده صورت بگيرد٢- در مراسم هيچ گونه شعار و تبليغ علیه حكومت و سخنرانی انجام نشود.٣- در مراسم و روی سنگ قبر علت مرگ نوشته نشود.
مامورين وزارت اطلاعات تلاش گسترده ای را بكار می برند تا از انتشار اسامی و عكس جان باختگان جلوگيری كنند. آنها حداكثر فشار را بر روی خانواده های قربانيان بكار می برند تا بتوانند جنايت مرتكب شده را بپوشانند و مردم ايران و جهانيان و بخصوص سازمانهای حقوق بشری از آن بی اطلاع بمانند. عليرغم تهديدات و فشارهای مامورين وزارت اطلاعات اسامی اين اسامی تاكنون به همت برخی از خانواده ها و فعالين دفاع از آزادی و حقوق انسانی تهیه شده است. همينجا ما همه مردم ايران را فرا ميخوانيم تا در تهیه اسامی و عكسهای كلیه جان باختگان رويدادهای اخير به هر شكل ممكن ما را ياری دهند. برای تماس و ارائه اطلاعات بيشتر لطفا با فرشاد حسينی تماس بگيريد. (farshadhoseini@yahoo.com, ۰۰۳۱۶۳۳۶۰۲۶۲۷)
اسامی و اطلاعات بدست آمده از جان باختگان:
۱ - ندا صالحی آقا سلطان، در جريان اعتراضات مردمی در روز شنبه ٣٠ خرداد ١٣٨٨در محلھٔ امير آباد تهران (خيابان كارگر شمالی، تقاطع خيابان صالحی و كوچه خسروی) به ضرب گلوله كشته شد. انتشار فيلم كوتاهی از لحظات جان سپردن وی بازتابهای فراوانی در رسانه های جهان به دنبال داشت. محل دفن: بهشت زهرا قطعه ٢۵٧ رديف ۴١ شماره ٣٢
۲ - اشكان سهرابی، ١٨ ساله،دانش آموز(پشت كنكوری)، محل فوت : تقاطع بوستان سعدی و رودكی (سلسبيل). وی به گواه شاهدان توسط نيروهای لباس شخصی در حين تظاهرات علیه جمهوری اسلامی به ضرب گلوله به قتل رسيد.محل دفن: قطعه ٢۵٧ بهشت زهرا رديف ۵٠ شماره ١٩۳ - بهمن جنابی ٢٠ ساله، شاغل در مغازه نصب و تعميرات شوفاژ. وی به گواه شاهدان توسط نيروهای لباس شخصی در حين تظاهرات علیه جمهوری اسلامی به ضرب گلوله به قتل رسيد.۴ - حسين طهماسبی جوان ٢۵ ساله می باشد كه در جريان تجمعات اعتراضی روز دوشنبه ٢۵ خرداد ماه در خيابان نوبهار كرمانشاه مورد حمله ی مأموران مسلح وابسته به دولت قرار گرفته و در اثر ضربات وارده به قتل رسيده است. حسين طهماسبی بر اثر ضربات متعدد باتوم و اصابت اين ضربات به سر توسط نيروهای انتظامی جمهوری اسلامی كشته شد.. حسين به هيچيك از كانديداها رأی نداده بود و آن روز برای اعتراض به خفقان و يكی از دوستان حسين می گويد صدها تن از مردم از نزديك شاهد مرگ وی بودند. استبداد جمهوری اسلامی به خيابان آمده بود.
۵ - كيانوش آسا، دانشجوی كارشناسی ارشد رشته مهندسی شيمی در دانشگاه علم و صنعت ايران بود. او در جريان تظاهرات روز دوشنبه ٢۵ خرداد ١٣٨٨ در ميدان آزادی تهران ناپديد شد و روز ٣ تير ماه ١٣٨٨ در حاليكه تمام بدن او به علت ضربه های باتوم كبود شده بود، در سردخانه پزشكی قانونی تهران توسط خانواده اش شناسايی شد. پيكر كيانوش در شهر كرمانشاه به خاك سپرده شد. مراسمی به مناسبت يادبود اين جان باخته در دانشگاه علم و صنعت ايران در ٧ تير با وجود تهديد گسترده مسئولان دانشگاه و وزارت اطلاعات برگزار شد.
۶ - مهدی كرمی، مهدی كرمی ٢۵ ساله كه در ٢۵ خرداد در تقاطع جنت آباد وخيابان كاشانی در اثر اصابت گلوله به گلو.
۷ - مصطفی غنيان دانشجوی مهندسی دانشگاه شريف كه با تيراندازی نيروهای بسيج به قتل رسيد. دانشجوی مقطع كارشناسی ارشد دانشگاه تهران. شب دوشنبه ٢۵ خرداد كوی دانشگاه تهران. محل دفن: مشهد
۸ - ناصر امير نژاد (متولد: ١٣۶٢ - درگذشت: ٢۵ خرداد ١٣٨٨ ، تهران ) دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقيقات تهران در رشته هوا-فضا بود كه در جريان راهپيمايی مردم تهران در ميدان آزادی (در ابتدای خيابان محمد علی جناح در تيراندازی از ساختمان بسيج) در ٢۵ خرداد ١٣٨٨ كشته شد. پيكر اين دانشجو در ٢٩ خرداد ١٣٨٨ در ياسوج تشيع و به خاك سپرده شد.
۹ - محمد حسين برزگر ٢۵ ساله، ديپلم شغل آزاد به دليل اصابت گلوله به سر در تاريخ چهارشنبه ٢٧ خرداد در ميدان هفت تير جان باخت و در يكشنبه ٣١ خرداد بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه ٣٠٢ به خاك سپرده شد.
۱۰ - سيد رضا طباطبايی ٣٠ ساله ليسانس حسابداری ، كارمند به دليل اصابت گلوله به سر در ٣٠ خرداد در خيابان آذربايجان جان باخت و چهارشنبه ٣ تيربعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه ٢۵٩ به خاك سپرده شد.
۱۱ - ايمان هاشمی ٢٧ ساله شغل آزاد به دليل اصابت گلوله به چشم شنبه ٣٠ خرداد در خيابان آزادی جان باخت و چهارشنبه ٣ تير در قطعه ٢۵٩ به خاك سپرده شد.
۱۲ - پريسا كلی ٢۵ ساله فارغ التحصيل رشته ادبيات به دليل اصابت گلوله به گردن در يكشنبه ٣١ خرداد در بلوار كشاورز جان باخت و سه شنبه ٢ تير در قطعه ٢۵٩ به خاك سپرده شد
۱۳ - محسن حدادی ٢۴ ساله طراح برنامه های كامپيوتری شنبه ٣٠ خرداد به دليل اصابت گلوله بر پيشانی در خيابان نصرت جان باخت و سه شنبه ٢ تير در قطعه ٢۶٢ به خاك سپرده شد.۱۴ - محمد نيكزادی ٢٢ ساله فارغ التحصيل عمران در سه شنبه ٢۶ خرداد به دليل اصابت گلوله به سينه در ميدان ونك جان باخت و شنبه ٣٠ خرداد در قطعه ٢۵٧ به خاك سپرده شد.
۱۵ - علی شاهدی ٢۴ ساله بعد از دستگيری و انتقال به كلانتری در تهرانپارس يكشنبه ٣١ خرداد به دلايل نامعلوم در كلانتری جان باخت پزشكی قانونی علت مرگ وی را نامشخص اعلام كرده اما خانواده وی معتقدند به علت ضربات باتوم در كلانتری جان باخته است. وی ۴ تيردر قطعه ٢۵٧ به خاك سپرده شد.
۱۶ - واحد اكبری ٣۴ ساله شغل ازاد و متاهل دارای يك دختر ٣ ساله در شنبه ٣٠ خرداد به دليل اصابت گلوله به پهلو در خيابان ونك جان باخت و سه شنبه ٢ تير در قطعه ٢۶١ به خاك سپرده شد.
۱۷ - ابوالفضل عبدالهی ٢١ ساله فوق ديپلم برق ٣٠ خرداد در مقابل دانشگاه صنعتی شريف به دليل اصابت گلوله به پشت سرجان باخت و سه شنبه ٢ تير در قطعه ٢۴٨ به خاك سپرده شد.
۱۸ - سالار طهماسبی ٢٧ ساله دانشجوی كارشناسی مديريت بازرگانی رشت شنبه ٣٠ خرداد در خيابان جمهوری به دليل اصابت گلوله به پيشانی جان باخت ودوشنبه ٢ تير در قطعه ٢۵۴ به خاك سپرده شد.
۱۹ - فهيمه سلحشور ٢۵ ساله ديپلم يكشنبه ٢۴ خرداد به دليل اصابت باتوم به سر و خونريزی داخلی در ميدان ولی عصر بعد از انتقال به بيمارستان در تاريخ ٢۵ خرداد جان باخت و ٢٧ خرداد در قطعه ٢۶۶ به خاك سپرده شد.
۲۰ - وحيد رضا طباطبايی ٢٩ ساله ليسانس زبان انگليسی چهارشنبه ٣ تير در بهارستان به دليل اصابت گلوله به سر جان باخت و ۶ تير در قطعه ٣٠٨ به خاك سپرده شد.
۲۱ - فرزاد جشنی جوانی ايلامی فرزند سيد جعفر، اهل شهرستان آبدانان ايلام، كه برای امرار معاش در تهران به سر می برده است، در اثر حمله ی نيروهای رژيم جان خود را از دست داد. پيكر فرزاد با تدابير امنيتی و با جلوگيری از اطلاع رسانی، در ١٩ ماه ژوئن، در شهر آبدانان به خاك سپرده شد .
۲۲ - شلير خِضری، دانشجو، اهل شهر پيرانشهر، روز ١۶ ماه ژوئن، به هنگام حمله و يورش نيروهای رژيم به دانشگاه تهران، جان خود را از دست داده است. پيكر شلير در شهر پيرانشهر، از سوی خانواده اش به خاك سپرده می شود.
۲۳ - يعقوب بروایه، دانشجوی كارشناسی ارشد رشته تئاتر در دانشكده هنر ومعماری دانشگاه تهران، روز چهارم تير ماه توسط نيروهای بسيج از بام مسجد لولاگر مورد اصابت گلوله قرار گرفت، از ناحیه سر مجروح شد و بلافاصله توسط دوستانش به بيمارستان لقمان انتقال يافت اما به رغم تلاش پزشكان برای جان وی، در نهايت دچار مرگ مغزیشد و به شهادت رسيد. يعقوب بروایه فرزند دوم يك خانواده پنج نفری و اهل اهواز بود. وی متولد تيرماه ١٣۶١ بوده و در هنگام مرگ تنها ٢٧ سال سن داشت.به نوشته برخی سايت های خبری يعقوب بروایه كه در كنترل كامل مامورين تحت مداوا قرار داشت، از اين حادثه جان سالم به در نبرد. او تنها دقايقی پيش از مرگ چشم گشود، دستان مادرش را گرفت و زير لب گفت: مادر من برای آزادی كشته شدم.... و چشم فروبست. گفته ميشود ماموران امنيتی پيكر بی جان يعقوب را تحويل گرفتند و به محل نامعلومی بردند و سرانجام بعد از ٤٨ ساعت به خانواده او اطلاع دادند جسد يعقوب به خاك سپرده شده است. ماموران از خانواده او تعهد گرفته اند كه از هرگونه اطلاع رسانی و برگزاری مراسم برای او خودداری كنند.
۲۴ - كاوه علی پور، ١٩ ساله، شنبه ٣٠ خردادماه در تهران به قتل رسيد. بنا به گزارش وال استريت ژورنال: حكومت برای پس دادن جنازه كاوه علی پور معادل ٣٠٠٠ دلار پول گلوله از خانواده اش خواسته است!
۲۵ - سعيد عباسی فر گلچی، ٢۴ ساله، فروشنده كيف و كفش، كسبه ساكن خيابان رودكی (سرسبيل)، مجرد، هويت يكی ديگر از جان باختگان اعتراضات روز شنبه در تهران است. سعيد در خيابان رودكی تقاطع بوستان سعدی مقابل بانك پاسارگاد مورد اثابت گلوله قرار گرفته و جان ميسپارد. وی كارگر كفش آرام در خيابان رودكی جنوب خيابان دامپزشكی بوده است ويدئويی از پيكر بی جان وی را اينجا مشاهده نماييد. در ٢٠ جون در خيابان رودكی به قتل رسید.
۲۶ - مبينا احترامی، دانشجوی بهبهانی دانشگاه تهران در جريان حمله انصار حزب الله و لباس شخصی ها به كوی دانشگاه در شامگاه ٢۴ خرداد مورد حمله وضرب و شتم قرار گرفته و جان خود را از دست داد. بهبهان شنبه ٣٠ خرداد در سوگ مبينا نشست و خانواده داغدارش را ياری نمود. مادر مبينا ديروز در ميان ضجه هايی جانسوز گناه كشته شدن عزيز خود را از مسئولان می پرسيد و از مردم می خواست نگذارند خون عزيزش اينگونه پايمال شود.. منبع دفتر تحكيم وحدت
۲۷ - فاطمه براتی، در جريان حمله انصار حزب الله و لباس شخصی ها به كوی دانشگاه در شامگاه ٢۴ خرداد مورد حمله وضرب و شتم قرار گرفته و جان خود را ازدست داد. گفته ميشود پيكر اين دانشجويان بدون اطلاع به خانواده ايشان و مخفيانه در گورستان بهشت زهرای تهران به خاك سپرده شدند. منبع دفتر تحكيم وحدت
۲۸ - كسری شرفی، در جريان حمله انصار حزب الله و لباس شخصی ها به كوی دانشگاه در شامگاه ٢۴ خرداد مورد حمله وضرب و شتم قرار گرفته جان خود را از دست داد. گفته ميشود پيكر اين دانشجو بدون اطلاع به خانواده ايشان و مخفيانه در گورستان بهشت زهرای تهران به خاك سپرده شده است. منبع دفتر تحكيم وحدت
۲۹ - كامبيز شعاعی، در جريان حمله انصار حزب الله و لباس شخصی ها به كوی دانشگاه در شامگاه ٢۴ خرداد مورد حمله وضرب و شتم قرار گرفته و جان خود را از دست داد. گفته ميشود پيكر اين دانشجو بدون اطلاع به خانواده ايشان و مخفيانه در گورستان بهشت زهرای تهران به خاك سپرده شده است. منبع دفتر تحكيم وحدت
٣۰ - محسن ايمانی، در جريان حمله انصار حزب الله و لباس شخصی ها به كوی دانشگاه در شامگاه ٢۴ خرداد مورد حمله وضرب و شتم قرار گرفته و در اين بين جان خود را از دست داد. گفته ميشود پيكر اين دانشجو بدون اطلاع به خانواده ايشان و مخفيانه در گورستان بهشت زهرای تهران به خاك سپرده شده است. منبع دفتر تحكيم وحدت
٣۱ - فاطمه رجب پور ٣٨ ساله كه به اتفاق مادرش سرور برومند در جريان تيراندازی نيروهای نظامی به مردم در تاريخ خردادماه در خيابان محمدعلی جناح جان باخت. پدر فاطمه ابراهيم رجب پور می گويد: به كمر و گلوی زن و دخترم تير زده بودند. وقتی رسيديم هردو غرق خون بودند. تشخيص پزشكان اين است كه در همان لحظه اصابت گلوله كشته شده اند.٣۲ - سرور برومند ۵٨ ساله كه به اتفاق دخترش فاطمه رجب پور در جريان تيراندازی نيروهای نظامی به مردم در تاريخ ٢۵ خردادماه در خيابان محمدعلی جناح جان باخت. همسرش ابراهيم رجب پور می گويد: به كمر و گلوی زن و دخترم تير زده بودند. وقتی رسيديم هردو غرق خون بودند. تشخيص پزشكان اين است كه در همان لحظه اصابت گلوله كشته شده اند.
٣٣ - عليرضا افتخاری، ٢۴ ساله خبرنگار ابرار اقتصادی. جسد عليرضا افتخاری، كه در جريان جنبش اخير مفقود شده بود؛ بعد از ٢۵ روز بی اطلاعی خانواده اش؛ روز دوشنبه ٢٢ تير تحويل خانواده اش داده شده است.
۳۴ - احمد نعيم آبادی، او توسط قاتلان گردان ١١٧ عاشورا در ميدان آزادی به ضرب گلوله به قتل رسيد و جسد وی را روز ٣١ خرداد به خانواده اش تحويل دادند.
٣۵ - نادر ناصری، ٣٠ خردادماه در خيابان خوش جان باخت، محل دفن بابل
٣۶ - مسعود خسروی، در ٢۵ خردادماه در ميدان آزادی جان باخت، مدفون در بهشت زهرا
٣٧ - مسعود هاشم زاده، در ٣٠ خرداد ماه در تهران جان باخت، وی به همراه خانواده اش در منطقه ستارخان تهران زندگی ميكردند و در همان محل نيز توسط شليك مستقيم نيروهای نظامی جان باخت اما به علت اينكه به خانواده اجازه دفن در تهران را ندادند, خانواده مجبور به انتقال ايشان به روستای مادريشان در گيلان (روستای ولی آباد خشك بيجار) شدند.
٣٨ - ايمان نمازی دانشجوی رشته عمران دانشگاه تهران، ٢۵ خردادماه ، كوی دانشگاه
٣٩ - سالار قربانی پارام ، ٢٢ ساله، بود در تظاهراتهای اخير جان باخت.جمهوری اسلامی علت فوت را تصادف اعلام كرده است.پدر ايشان در ميدان انقلاب جنب بانك رفاه مغازه لباس فروشی دارد. در ميرداماد مراسمی برای بزرگداشت وی برگزار شد.
۴٠ - حسين طوفان پور درتظاهرات روز ٣٠ خرداد توسط نيروهای امنيتی در خيابان دستگير شد. بر اساس اظهارات شاهدان عينی مزدوران ابتدا به شدت با چماق به دستش ميزنند به شكلی كه دستش كاملا شكسته و از بدن آويزان ميشود.سپس با گلوله به سرش شليك كرده و اين جوان را در اين تظاهرات به قتل ميرسانند. محل دفن حسين درقطعه ٢٣٣ بهشت زهرا ثبت شده است .از خانواده طوفان پور ٢۴ ميليون تومان پول تير خواسته اند اما آنها قبول نكرده و به مزدوران گفته اند ما چنين پولی را پرداخت نميكنيم هر جا خودتون خواستيد دفن كنيد.
۴١ - تينا سودی، دانشجو، روز شنبه ٣٠ خرداد توسط گلوله ای در ميدان انقلاب به قتل ميرسد. اما ماموران مزدور به خانواده سودی گفته اند كه اگر می خواهيد جسدش را بگيريد بايد بگوئيد كه با مرگ طبيعی مرده است.
۴٢ - حسين اخترزند، يكی ازجانباختگان حوادث اخيردراصفهان، محله مسجد لنبان، فردی به نام ميباشدكه مجردبوده است ودرعين حال نان آورخانواده وخواهران وبرادرانش بوده است..
۴٣ - جعفر بروایه، استاد دانشگاه چمران اهواز و دانشجوی مقطع دكترای دانشگاه تهران كه برای شركت در متحانات به تهران رفته بود ٢٨ جون، ٧ تير در تظاهرات ميدان بهارستان شركت ميكند واز ناحیه سرمورد اصابت يك گلوله قرار ميگيرد كه بعد از آن به يكی از بيمارستانها ی تهران منتقل وقبل از رسيدن به بيمارستان جان ميبازد. جسد وی توسط يكی از دوستان وی شناسايی وبه اهواز منتقل وتحويل خانواده وی شد. مراسم دفن جعفر در حضور نيروهای امنيتی رژيم انجام گرفت.
۴۴ - حميد مداح شورچه، دانشجو،ی همراه با گروهی در صحن مسجد گوهرشاد دست به تحصن زد كه توسط نيروهای امنيتی دستگير شد. او در مدت بازداشت تحت شكنجه قرار گرفت تا در روز آزادی وی به دليل شدت جراحات وارده جان سپرد.پزشكی قانونی علت مرگ وی را خونريزی مغزی اعلام كرده است.گفتنی است مراسم يادبود او روز يكشنبه ١۴ تير برگزار شد.
۴۵ - مريم مهر آذين ٢۴ ساله در خيابان آزادی با شليك گلوله جان باخت.
۴۶ - ميلاد يزدان پناه ٣٠ سال در خيابان آزادی با شليك گلوله جان باخت.
۴٧ - حامد بشارتی ٢۶ ساله در خيابان آزادی با شليك گلوله جان باخت.
۴٨ - بابك سپهر ٣۵ ساله در خيابان آزادی با شليك گلوله جان باخت.
۴٩ - ندا اسدی
۵٠ - امير كويری . فارغ التحصيل از دبيرستان تطبيقی تهران
۵١ - فرزاد هشتی
۵٢ - امير طوفانپور، (نيازمند تاييد)
۵٣ - محمد، ١٢ ساله، (نيازمند تاييد)
۵۴ - محرم چگينی قشلاقی فرزند ميرزا قلی ٣۴ ساله – قطعه ٢۵۶ بهشت زهرا رديف ١۴۶ شماره ١٣
۵۵ - محمد حسين فيضی فرزند غلامرضا ٢۶ ساله – قطعه ٢۵٧ بهشت زهرا رديف ٣١ شماره ٢۵
۵۶ - رامين رمضانی فرزند مهدی ٢٢ ساله – قطعه ٢۵٧ بهشت زهرا رديف ۴۶ شماره ٣٢
۵٧ - سهراب اعرابی ١٩ ساله كه در زندان اوين زير شكنجه جان باخت. سهراب اعرابی ١٩ ساله سال آخر دبيرستان و آماده برای امتحان كنكور در جريان خيزش انقلابی خرداد در ٣٠ خرداد روز شنبه بازداشت و به مكان نامعلومی منتقل می شود . بعد از پيگيریهای پی در پی خانواده بخصوص مادرش متوجه می شوند كه وی در زندان اوين است, مادر اين جوان در روز سه شنبه ١۶ تير با گذاشتن كفالت در دادگاه انقلاب هر روز بعد از ظهر منتظر آزادی فرزند ش بود, با وجود اين كه اين مادر می دانست كه فرزندش در زندان اوين است ولی خيلی نگران بود و می گفت می ترسم بچه ام را بكشند. اين مادر عكسی از فرزندش تهیه كرده بود و به هر زندانی كه آزاد می شد عكس عزيزش را نشان می داد و از آنها می پرسيد كه آيا او را می شناسند و يا در زندان ديده اند؟ او می گفت به هر كجا و هر كسی مراجعه می كنم جواب نمی دهند و ميگويند صبر كن آزاد ميشود. اين مادر كارش از صبح تا شب جلو زندان ماندن شده بود تا اينكه يك دفعه از طرف قاضی مر تضوی خبر آمد كه سهراب اعرابی در زندان درگذشته است. خانواده اش را خبر كنيد تا جنازه فرزندشان را تحويل بگيرند.
۵٨ - داود صدری، ٢٧ ساله روز ٢۵ خرداد در جريان تظاهرات ميليونی مردم تهران تير خورده و به بيمارستان امام علی منتقل ميشود. روز شنبه ٣١ خرداد خانواده برای آوردن داود به خانه به بيمارستان رفته كه مطلع ميشوند فرزندشان درگذشته است. روز يكشنبه ١ تير در قبرستان بهشت شهدای ملارد دن ميشود. گزارش شده كه مقامات جمهوری اسلامی ٣۵٠ هزار تومن بابت پول تير و ۶ ميليون هم بابت تحويل تحويل جنازه از خانواده داود درخواست كرده اند. همچنين گزارشات حاكی از آن بوده كه به خانواده داود توصیه كرده اند كه اعلام كند داود بسيجی بوده و توسط مردم به قتل رسيده است.
۵٩ - آرمان استخری پور، ١٨ ساله از شيراز كه در درگيری های چند روز اخير(زمان مجروح شدن نامعلوم است) شيراز در محله ابيوردی مورد اصابت باتوم قرار گرفته و به كما رفته بود. او كه به منزل پيرزنی در حوالی درگيریها پناه برده بود روز دوشنبه ٢٢ تير جان باخت و پيكر اين عزيز جان باخته سه شنبه ٢٣ تير برابر با ١۴ جولای در دارالرحمه شيراز به خاك سپرده شد. گفتنی است كه پزشك آرمان علت مرگ وی را مرگ مغزی اعلام كرد.
۶٠ - سعيد اسماعيلی خان ببين، ٢٣ ساله كه بر اثر وارد شدن ضربه به سرش در حوادث تهران كشته شده است، در شهر خان ببين (استان گلستان) به خاك سپرده شده است. (جزئيات دقيق تر هنوز دريافت نشده است).
۶١ - مهرداد حيدری، روزنامه نگار مشهدی كشته شد ، مهرداد نقدهای تندی بر وزارت اطلاعات و نيروهای امنيتی در روز شنبه ٢٠ تير نوشته بود و نسبت به فشار بر جوانان برای اعتراف گيری اعتراضات شديدی كرده بود روز يكشنبه ٢١ تير به طرز مشكوكی در مشهد به قتل رسيد . به گزارش سايتهای انترنتی ، حيدری كه پيشتر در روزنامه خراسان فعاليت داشت بنا به دلايلی به هفته نامه نسيم مشهد رفت و در آن نشریه در محيطی استانی به نوشتن پرداخت . وی خرداد ماه ، با دعوت روزنامه خراسان رضوی به آن روزنامه رفت و در يادداشت های ثابت روزنامه حضوری فعال به هم رساند . مهرداد حيدری در آخرين يادداشت خود ضمن انتقاد از وزارت اطلاعات در كسب اطلاعاتی ساختگی ، اين وزرات خانه را محكوم به نداشتن اطلاعاتی كرد كه با فشار بر جوانان قصد به دست آوردن آن را دارد .حيدری در اين يادداشت ضمن برشمردن نكات منفی جريانات اخير ايران ، آنها را دستمایه افرادی دانست كه هميشه حق به جانب گرفته و بر دفاع از مردم حكايت می كنند.
۶٢ - علی فتحعليان. محل جان باختن: روبروی مسجد لولاگرمحل سكونت: خيابان رودكی، خيابان شكوفه (خمسه).
۶٣ - ترانه موسوی، دختر جوانی كه در تجمع مسجد قبا توسط نيروهای لباس شخصی و بسيجی بازداشت شده بود پس از چند هفته بی خبری سرانجام پيدا شد. از ترانه جز جسد سوخته ای در حوالی قزوين چيزی باقی نمانده است و نيروی انتظامی خانواده او را با تهديد و ارعاب وادار به سكوت كرده اند. ترانه موسوی آخرين بار بنا بر شهادت چند بازداشتی ديگر، آخرين بار در مقر پايگاه بسيج در حين بازجويی ديده شده است. نيروی بسيجی پس از آن اين دختر جوان را از ديگر بازداشتيان جدا كردند و به او تجاوز جنسی كردند. ترانه موسوی چندين بار و توسط چندين بسيجی به وحشيانه ترين شكل ممكن مورد تجاوز قرار گرفت. بر اثر شدت جراحات وارده به رحم و مهبل بیهوش شد. بسيجيان كه ديدند كار به جای باريك كشيده است بدن نيمه جان او را به بيمارستان امام خمينی كرج بردند به اين اميد كه پارگی ی رحم و مهبل و مقعد او را به سانحه تصادف رانندگی نسبت دهند. در بيمارستان اما با معاينه پزشك معلوم می شود كه علت جراحات وارده نه سانحه تصادف بلكه تجاوز جنسی بوده است. نيروهای بسيجی كه به شدت سراسيمه و نگران شده بودند با مشورت و هماهنگی مقامات بالاتر خود پيكر نيمه جان و بیهوش ترانه را از بيمارستان خارج می كنند و به كلیه پرسنل بيمارستان دستور اكيد می دهند در اين باره سكوت كنند و با احدی صحبت نكنند. پرستاری كه نمی خواهد نامش فاش شود اما ترانه موسوی را بشناسايی می كند. نيروهای بسيجی او را به يكی از بيابانهای خلوت اطراف قزوين می‌برند. در همان حال كه بی هوش بوده مجدد به او تجاوز می كنند و بعد بر روی تن نيمه جانش بنزين ريخته و او را به آتش می كشند. به اميد اينكه كلیه آثار و نشانه های تجاوز را از بين ببرند.
۶۴ - حسن كاظمينی، پدر بزرگ وی به نام علی كاظمينی طی نامه سرگشاده ای به مطبعات نوشته است: چند روز قبل نوه ١٩ ساله ام حسن، به خيابان انقلاب رفت تا به همراه همفكرانش برعلیه حقی كه از كف داده بود، تظاهرات كند. در جمعی كه برای آن مجوز نداده بودند حاضرشد و عواملی به ادعای آنكه تجمع غيرقانونی است با جمعيت حاضر برخورد كردند و حسن ديگربه خانه برنگشت.
۶۵ - آقای معزز ٢٧ ساله يكی از جانباختگانی است كه در اعتراضات گسترده و خونين مردم تهران در ٣٠ خرداد ماه شركت كرده بود. او حوالی ميدان آزادی با اصابت گلوله به چشمش جان خود را فدای راه آزادی مردم ايران كرد.
۶۶ - محمد كامرانی، طبق گفته خانواده وی، محمد را در حاليكه تقريبا نيمه جان بوده و سراسر بدنش علائم باتوم و شكنجه بوده به تخت بيمارستان بسته بودند تا امكان فرار نداشته باشد . با تلاش خانواده بالاخره می توانند محمد را از بيمارستان لقمان مرخص و بلافاصله به بيمارستان مهر منتقل می كنند اما در آنجا پزشكان متخصص می گويند با توجه به اينكه عفونت تقريبا تمام بدن را فراگرفته اميدی در بهبود نيست و محمد ظرف كمتر از ٣ ساعت در تاريخ ٢۵ تير جان ميبازد.
كميته بين المللی علیه اعدام
٣ جولای

شهید رامین قهرمانی

رامین قهرمانی، متولد 1358 دو روز پس از آزادی در بیمارستان جان سپرد. سایت نوروز در گزارشی از جزئیات شهادت رامین قهرمانی نوشته است که او را مدتی طولانی از پا آویزان کرده بودند. بر اساس این گزارش در درگیری های روزهای پس از انتخابات، ماموران از طریق دوربین مداربسته یک بانک چهره رامین قهرمانی را شناسایی وبرای دستگیری وی به منزلش مراجعه می کنند و به دلیل عدم حضور رامین در منزل به مادر او می گویند که فرزندش باید هرچه زودتر خود را معرفی کند.
مادر رامین نیز با استناد به بی گناهی پسرش و با این استدلال که فرزندش کاری جز اعتراض آرام انجام نداده است، همراه با او به محلی که ماموران گفته بودند مراجعه می کند و فرزندش را تحویل می دهد؛ رامین قهرمانی 15 روز بعد از اینکه با پای خود برای دفاع از بی گناهیش رفته بود، با بدنی که آثار شکنجه بر آن نمایان بود، از زندان آزاد شد.
او پس از آزادی به مادرش می گوید که چندین روز از پا او را آویزان کرده اند. او چند روز پس از آزادی به دلیل لخته های خون موجود در سینه اش در بیمارستان بستری شد و چند روز بعد هم به شهادت رسید.
خانواده قهرمانی، تحت تدابیر شدید امنیتی فرزند خود را به خاک سپردند؛آن هم در حالی که به شدت از خبررسانی منع شده بودند.

۱۳۸۸ مرداد ۴, یکشنبه

آقای خامنه ای ننگ بر شما!

سرکوب ظالمانه جنبش مسالمت آمیز مردم، کتک زدن با چوب و چماق و باتوم، ایراد جرح مردم با گلوله های ساچمه ای و چاقو، شلیک مستقیم به مردم وشهید کردن بسیاری در خیابانها، دستگیری های گسترده وفراقانونی، تخریب اموال مردم و اموال عمومی و حالا هم در آخرین شاهکار رژیم کودتا کشتار زندانیان و دستگیرشده گان چهره واقعی فردی که داعیه رهبری کشور را دارد بیش از پیش روشن کرده است. فردی که خود را منصوب خدا میداند!
روزی نیست که اسمی از شهیدی منتشر نشود و خانوداه ای داغدار نشود. آقای خامنه ای با پشتوانه سپاه جنایکار و مزدور و خائن به ملت به عنوان بازوی اجرایی کودتا چنان خود را در نزد افکار عمومی فاقد مشرعیت کرد که دیگر مردم به کمتر از تغییر رژیم رضایت نمیدهند.
آقای خامنه ای پشتیبانی از احمدی نژاد برای چه بود؟ برکناری وزرای معترض که اتفاقا از دایره تنگ و محدود خودیها بودند نظیر صفار هرندی، محسنی اژه ای، جهرمی، لنکرانی چند روز پیش از اتمام دوره نهم ریاست جمهوری، سوانح متعدد هوایی و زمینی که منجر به کشته شدن تعداد زیادی از هموطنان شد و دلیلی هم جز بی کفایتی و بی تدبیری دولت نداشت، تخریب وجهه جهانی ایران در 4 سال اخیر، فروپاشی اقتصادی و تضعیف بخش خصوصی، افزایش بزه و جرم و جنایت به دلیل افزایش بیکاری، تغییرات پی در پی وزرا و اعضا کابینه، ترویج تروریسم در کشورهای منطقه، برباد دادن سرمایه های کشور و اهدا آن به حزب الله و ونزوئلا و نیکاراگوئه، آفریقا و کشورهای کوچک چند صد هزار نفری، پرداخت حقوق کارمندان فلسطینی، تجهیز و حمایت تروریستها در عراق و افغانستان از جمله شاهکارهای کوتوله ترین سیاست مدار کشور بود. ولی با این همه شما آرا مردم را مصادر به مطلوب کردید و جواب مردم را با گلوله و سرکوب دادید. ننگ بر شما! که مصالح کشور، جان و مال و امنیت شهروندان را فدای خواسته های خود و دار ودسته سپاهی خود کردید. پایه های تخت شما بر خون جوانان کشور بنا شده است و دیر یا زود باید در دادگاه افکار عمومی پاسخگوی جنایات و خیانتهای خود باشید.

باز هم شهیدی دیگر: شهید امیر جوادی فر

پیکر یک دانشجوی دیگر که در زندان درگذشته است،‌ روز یکشنبه ( امروز) به خانواده وی تحویل داده شد. به نوشته روزنامه اعتماد، امیر جوادی فر، دانشجوی رشته مدیریت صنعتی دانشگاه قزوین در جریان تجمعات ۱۸ تیرماه بازداشت شده بود. اما ساعت ۹ صبح امروز ( یکشنبه ) به خانواده وی اطلاع داده شد که پیکر او را تحویل بگیرند. امیر جوادی فر در روز ۱۸ تیر به دلیل شکستگی به بیمارستان فیروزگر و سپس بیه بیمارستان لاله در شهرک غرب انتقال یافت اما ‌پس از مداوای اولیه مجددا بازداشت شده بود.

پدر امیر در مصاحبه ای با فرشته قاضی در روزآنلاین گفته است: روز 18 تیر با من تماس گرفتند و گفتند بچه شما در بیمارستان فیروز گر است و از ما خواستند به این بیمارستان برویم. ما هم رفتیم. در آنجا آثار ضرب و شتم برروی بدن امیر مشخص و تحت مداوا بود. ما از آنجا او را با ماموری که همراهش بود به بیمارستان لاله در شهرک غرب منتقل کردیم. در آنجا فهمیدیم چند جای بدنش شکستگی دارد و تا ظهر روز 19 تیر تحت درمان بود اما ظهراو را مرخص کردند و ما چون مامور همراه او بود مجبور شدیم او را تحویل بدهیم. خودم به اتفاق مامور او را بردم و به پلیس امنیت تهران تحویل دادم تا مساله حل شود.

متاسفانه از آن تاریخ هیچ اطلاعی از او نداشتیم و در به در دنبال او می گشتیم اما نتوانستیم هیچ خبری کسب کنیم؛ در لیست زندانیان اوین هم نام پسرم نبود تا اینکه اطلاع دادند بیائید بچه تان را تحویل بگیرید.

عکسی از امیر در بیمارستان در حال سی تی اسکن قبل از شهادت:

یاداشت حسین علایی در مورد شهید روح الامینی

شهید مظلوم
بعد از ظهر روز پنج شنبه اول مرداد ماه سال 1388 که مصادف شد با بازگشایی دوباره پیامکها، پیامی به من رسید مبنی بر اینکه فرزند بیست و پنج ساله دوست عزیزم، آقای دکتر عبدالحسین روح الامینی که در اعترضات روز 18 تیرماه سال جاری دستگیر و زندانی شده بود، در زندان کشته شده و فردا تشییع جنازه وی برگزار خواهد شد. بسیار متعجب شدم، زیرا آقای روح الامینی را که از سالیان دراز می شناسم فردی انقلابی، مؤمن و متعهد و همیشه در خدمت نظام جمهوری اسلامی بوده است. او از کسانی است که برای سرنگونی رژیم طاغوت تلاش زیادی کرده است. تعجب من بیشتر از آن جهت بود که چگونه ممکن است جوانی آنهم از خانواده ای شناخته شده، در جمهوری اسلامی دستگیر و سپس پس از دو هفته جنازه او تحویل خانواده اش گردد!. صبح جمعه 2/5/1388 به منظور شرکت در مراسم تشییع جنازه وی به درب منزل ایشان واقع در خیابان نصرت، کوچه بهشت رفتم. دیدم همه افرادی که در این مراسم حضور دارند، انسانهای مؤمن و اکثر آنها از فداکاران نظام اسلامی در دوران دفاع مقدس و پس از آن بوده¬اند. افرادی که هم اکنون مسؤلیتهای مهمی در کشور دارند نیز مانند آقایان احمد توکلی، حسین فدایی از نمایندگان مجلس، محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، صدر، رئیس سازمان نظام پزشکی، حسین محمدی، از دفتر رهبری، رجبی معمار، رئیس شبکه پنج سیما، علی عسگری، معاون فنی صدا و سیما و نیز برخی از سرداران دوران دفاع مقدس در مراسم تشییع و خاکسپاری حضور داشتند.به آقای روح الامینی تسلیت گفتم و در اتوبوس به همراه وی عازم بهشت زهرا شدم. در مسیر راه، او ماجرای اتفاق افتاده برای فرزندش را اینگونه برایم تشریح کرد: بر اساس اطلاعات دریافتی این دوروزه، محسن را در روز پنج شنبه 18 تیرماه، افراد لباس شخصی دستگیر و او را به همراه جمعی دیگر از جوانان دستگیرشده، به ساختمان نیروی انتظامی تهران بزرگ واقع در خیابان کارگر در نزدیک میدان انقلاب برده و صبح روز جمعه 19 تیرماه آنها را با تعدادی اتوبوس به دو مقصد زندان اوین و اردوگاه کهریزک منتقل می نمایند. سپس این آیه قرآن را قرائت کرد:و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله و کان الله غفوراً رحیما (سوره نساء – آیه 100).و ادامه داد، ًمن از روز دستگیری وی، به هر کجا که مراجعه کردم، پاسخی به من ندادند. نیروی انتظامی، سپاه، وزارت اطلاعات و قوه قضاییه هرکدام از خود سلب مسؤلیت می کردند. دو هفته را اینگونه سپری کردم، به هرکجا سر می زدم، با دیوار بلندی از ناامیدی روبرو می شدم. تا اینکه دلالی پیدا شد و گفت اگر 4 میلیون تومان به من بپردازید، ترتیب ملاقات شما را با فرزندتان می دهم. در روز مبعث در حسینیه امام خمینی(ره) و در دیدار مسؤولین کشور با رهبری، این موضوع را با وزیر اطلاعات که در ملاقات حضور داشت، مطرح کردم تا در مورد آن فرد دلال تحقیق کنند. شماره های خود را نیر به وزیر اطلاعات دادم تا اگر نیاز به اطلاعات بیشتری داشت، بتواند با من تماس بگیرد. از وزیر اطلاعات خبری نشد تا آنکه دو روز بعد یعنی چهارشنبه بعد از ظهر، فردی به دفتر کار من زنگ زد و به من گفت، شما که از مسؤولین هستید و دارای پاسپورت سبز نیز می باشید، چرا سراغ پسرتان را نمی گیرید. گفتم من دو هفته است که به دنبال اویم و هیچ کس از وی خبری نمی دهد. او به من گفت به شما تسلیت عرض می کنم. من فکر کردم که می خواهد بلوف بزند و مرا بترساند، بعد دیدم که نشانی محلی را که باید به دنبال او بروم را می دهد. راه افتادم و به پزشکی قانونی رفتم. مشخص شد که فرزندم را وقتیکه گرفته اند مورد ضرب و شتم شدید قرار داده و او را مجروح کرده اند. جنازه اش را که دیدم متوجه شدم که دهانش را خرد کرده اند. فرزندم انسان صادقی بود. دروغ نمی گفت. مطمئنم هرچه از او سؤال کرده اند، درست پاسخ داده است. آنها احتمالاً نتوانسته اند، صداقت او را تحمل کنند و وی را به شدت، کتک زده و زیر شکنجه کشته اند. با عنایت مسؤولین، پرونده پزشکی او را مطالعه کردم، محل فوت او را لاک گرفته بودند. مشخص شد که بعد از مجروح شدن، به او نرسیده اند تا خون او عفونی شده و دچار تب شدید بالای 40 درجه گردیده و از شدت تب، دچار بیماری مننژیت شده است. او را ساعت سه و نیم بعد از ظهر چهارشنبه به عنوان فرد مجهول الهویه به بیمارستان شهدای تجریش منتقل و صبح روز پنج شنبه جسد او را به سردخانه تحویل می دهند. آنها، پس از یک هفته، ما را در جریان قتل فرزندم، قرار دادند. برای تحویل جسد، از ما تعهد گرفتند که شکایتی از کسی نداریم. ابتدا اجازه تشییع جنازه در جلوی منزل نمی دادند و بهانه می آوردند که خانه شما، نزدیک دانشگاه تهران و محل برگزاری نماز جمعه است و ممکن است مردم به آن بپیوندند و مشکلاتی ایجاد شود، من گفتم که وقت برگزاری نماز جمعه هنگام ظهر است و ما صبح او را تشییع خواهیم کرد و وقت زیادی نخواهد گرفت و با نماز جمعه تداخل ندارد. بالاخره با تعهد من و آقای ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما که افراد زیادی مطلع نخواهند شد و افرادی هم که خواهند آمد همه طرفداران نظام هستند، با این شرط که تشییع در جلوی منزل زیاد طول نکشد و بجز لا اله الا الله شعار دیگری داده نشود، اجازه دادند تا مراسم تشییع برگزار شود.مادرش از لحظه اول اطلاع از مرگ فرزند، فقط می گفت: محسن من که رفت، به فکر محسن های مردم باشید.آقای روح الامینی که به هنگام خاکسپاری فرزندش، چفیه بسیجی را همچنان بر گردن داشت، آنرا به من نشان داد و گفت: امروز این چفیه را بر گردن چه کسانی انداخته اند. کسانی که کار آنها دستگیری و احیاناً کشتن مردم شده است. آیا ما از جمهوری اسلامی این وضع را می-خواستیم؟ من رفیق شهید دقایقی هستم، هیچگاه لبخند او را از یاد نمی برم. او با لبخند خود، از اسرای بعثی عراقی و از فرماندهان جنایتکار آنها و نیز از فراریان از رژیم بعثی، مجاهدانی را ساخت که لشکر بدر را بوجود آوردند و باعث آزادی عراق از دست صدام حسین شدند. به یاد دارم که در سالهای اولیه پیروزی انقلاب وقتیکه احسان طبری تئوریسین حزب توده به زندان افتاد، پس از مدتی او اندیشه مارکسیسم را نقد کرد، زیرا با محبت با او رفتار شد. ولی اکنون بسیج را به جایی رسانده اند که جوان سالم حزب اللهی را دستگیر می کنند و جنازه او را تحویل خانواده اش می دهند. آنهم تعهد می گیرند که کفن و دفن به گونه ای باشد که اتفاقی نیفتد. آیا نظام آنقدر ضعیف شده است که از یک تشییع جنازه ساده می ترسد؟
دیشب آقای لنکرانی وزیر بهداشت برای تسلیت به منزل ما آمده بود، می گفت: به خاطر مبارزه با بیماری های عفونی و مننژیت در زندانها، ظرف این چند روز، بیش از دو هزار آمپول پنی سیلین بسیار قوی و آمپولهای ضد مننژیت به زندان های تهران فرستاده ایم. با گفتن این جمله، نگران وضعیت سلامت سایر زندانیان سیاسی شدم. او می گفت: در نظر دارم یک گروه NGO تشکیل دهم تا بتواند از حقوق اولیه زندانیان، دفاع نماید. برای مثال وقتی کسی را می¬گیرند، حداقل به خانواده او اطلاع دهند که دستگیر شده ودر زندان است تا خانواده ها از نگرانی تا حدودی بیرون بیایند نه این که در بلاتکلیفی بسر ببرند. بتوانند برای زندانی خود وکیل بگیرند و از حقوق قانونی او دفاع نمایند. مطمئن باشند که در زندان سلامت بازداشت شدگان حفظ میشود و آنها در خطر جانی قرار ندارند.با شنیدن این سخنان به یاد این آیه قرآن افتادم: و مـــن قتـــل مظـــلوماً فقـــد جعــلنا لولیــه سلــطانا (اسراء - 33) . البته ایشان از لطفهایی که به وی شده بود نیز مطالبی را بیان کرد. او می گفت بعد از اینکه متوجه شدند که من در دولت نهم رئیس انستیتو پاستور و مشاور وزیر بهداشت بوده و قبلاً نیز عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران بوده ام، هم اجازه دادند که به همراه یکی از دوستان پزشک پرونده پزشکی فرزندم را ببینم و هم پول قبر را از من نگرفتند و اجازه دادند که فرزندم را در قطعه 222 که نزدیک به مزار شهدا واقع شده است دفن نمایم، تا مادرش که هر شب جمعه به زیارت شهدا به خصوص شهدای هفتم تیر می رفته است، بتواند با فاصله کمی بر سر قبر فرزندش حاضر شود. آنها یک قبر اضافه هم به ما مرحمت فرمودند و در یک قبر دوطبقه فرزندم را به خاک سپردیم. او به طنز برایم می گفت: یکی بخر 2 تا ببر.
در پایان مراسم، او با قدرت روحی بسیار بر سر قبر فرزندش خطاب به حاضرین سخنانی را ایراد کرد و با تسلط بسیار بر خود، در انتها گفت: إنـا لله و إنـا إلیه راجــعون.
حسین علائی
جمعه، دوم مردادماه سال 1388

۱۳۸۸ مرداد ۳, شنبه

و باز هم سانحه هوایی دیگر و باز هم قربانیانی دیگر

متاسفانه عصر جمعه مقارن ساعت 18 یک فروند هواپیمای ایلوشین مسافربری شرکت هواپیمایی آریا در مسیر تهران-مشهد در هنگام فرود در فرودگاه هاشمی نژاد مشهد از باند این فرودگاه خارج و دچار سانحه شد. نام مدیر شرکت هواپیمایی آریاتور در ردیف نام کشته شدگان سانحه هوایی پرواز شماره 1525 تهران - مشهد نیز دیده می شود. مهدی دادپی که جزو مسافران این پرواز بود همراه 17 نفر دیگر در این حادثه جان باخته اند.











شهیدی دیگر: محسن روح الامینی فرزند رییس انستیوپاستور ایران

محسن روح الامینی فرزند محمود روح الامینی مشاور ارشد محسن رضایی در انتخابات دروغین دهم، عضو جمعیت ایثارگران و رییس انستیتو پاستور ایران به شهادت رسید. وی در تجمعات روز 18 تیر دستگیر و به اوین برده شد. در آنجا به علت اصابت ضربات باتوم به سرش دچار مننژیت شده و به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شد. ولی متاسفانه در آنجا به شهادت رسید. مراسم تشییع پیکر این شهید جنبش سبز، جمعه ۲ مرداد رأس ساعت ۹:۳۰ از مقابل منزل خانواده وی در خیابان نصرت برگزار شد.

۱۳۸۸ تیر ۳۱, چهارشنبه

معرفی شهدای جنبش سبز: شهید میثم عبادی

خانواده میثم عبادی از کشته شدن فرزند خود در روز ۲۳ خرداد در فلکه صادقیه تهران خبر دادند.میثم عبادی فرزند عسگر در حالی‌ که از محل کار خود از یک فرش فروشی به خانه بر میگشته در فلکه صادقیه از ناحیه شکم مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به علت خونریزی بسیار زیاد در خیابان جان باخته است. پیکر این نوجوان ۱۷ ساله بعداز طی‌ مراحل قانونی در بهشت زهرا دفن شده است. گفتنی است که به دلیل فشار نیروهای امنیتی مبنی بر خانواده های داغدار آنان از اطلاع رسانی و رسانه ای کردن مرگ فرزندان خود خودداری می کنند.

شهید یوسف صالح، شهید دیگر جنبش سبز

یوسف صالح یکی دیگر از کشته شدگان پس از کودتای 22 خرداد است که در قطعه 257 به خاک سپرده شده . شهادت یوسف چندان رسانه ای نشده بود. به محض اطلاع بیشتر از جزییات این مطلب به روز خواهد شد.

فیلم شلیک مستقیم ماموران لباس شخصی و پلیس به مردم

آقای فیروزآبادی سرلشکر نیم تنی نظام متعفن فقیه، شما به امام زمان هم دروغ می گویید. شما در نامه خود مدعی شده اید:" در ۳۰ خرداد آشوبگران و منافقان با چهره ای جدید که چندان بی ارتباط با منافقان سابق نیستند، بر ملت یورش آوردند. زخم ترکش های جنگ تحمیلی و جای گلوله های منافقان و از خدا بی خبران دیروز را این بار در کوچه و بازار و تن بسیجیان و نیروهای نظامی ـ این حافظان امنیت مردم ـ با قمه و ضربات سنگ و شعله های آتش گشودند. به پای مصنوعی و سینه خسته جانبازان و حتی بانوان و کودکان رهگذر هم رحم نکردند و منافقانه سلاح اهدایی آمریکا و اسرائیل و انگلیس را به سوی مردم شلیک کردند تا به خیال خام خود با کمک رسانه هیا بیگانه، ناجا و بسیج را متهم کنند. غافل از این که مسئولان با حکمت و تدبیر به کاربردن سلاح را به خاطر پیشگیری از هرگونه آسیب به مردم منع کرده بودند و نیروهای حافظ امنیت هیچگاه سلاحی در دست نداشتند و به کار نبردند. ماموران حفظ امنیت و مدافعان حریم قانونی کتک خوردند، زخمی شدند، شهید شدند."
نظرتان در مورد این فیلم چیست؟ آیا باز هم منکر شلیک به مردم هستید؟ آیا باز هم مدعی هستید منافقان به مردم شلیک کرده اند!!!؟ منافق شمایید که با وقاحت هر چه تمام تر به پیر و جوان و کوچک و بزرگ و زن و مرد رحم نکردید و آنان را آماج حملات باتوم، زنجیر، قمه، چاقو و حتی گلوله قرار دادید. شما حتی با مقدسات هم بازی می کنید. آیا واقعا فکر می کنید امام زمان شما! وحشیگری های شما را ندیده است؟ اگر او هم ندیده است چشمان همیشه بیدار و جستجوگر مردم دیده و آنان را برای ثبت در تاریخ ضبط کرده است. چشمان کورتان را باز کنید و ببینید که چطور مردم را به خاک و خون کشیده اید.

مراسم یابود شهید محمد کامرانی

مجلس شب هفت شهید محمد کامرانی که 18 تیر دستگیر شده بود پنج شنبه اول مرداد ماه از ساعت16 الی 30/17 در مسجد الغدیر واقع درخیابان میرداماد برگزار میشود.

شهیدی دیگر در راه دموکراسی و مبارزه با رژیم کودتا

شهید محمد کامرانی، جوان 18 ساله ای که عصر هجدهم تیر در حوالی میدان ولیعصر دستگیر و ابتدا به بازداشتگاه کهریزک و سپس به زندان اوین منتقل شد. پیگیری خانواده‌ی او به اینجا رسید که مطلع شدند دستور آزادی وی نیز صادر شده و به همین منظور صبح روز چهارشنبه 24 تیر ماه به زندان اوین مراجعه کردند، اما در آنجا به آنها گفته شد که فرزند شما مجروح بوده و به بیمارستان لقمان منتقل شده است خانواده محمد وی را تحت نظارت ماموران امنیتی به بیمارستان مهر منتقل کردند ولی متاسفانه وی به علت شکنجه و ضرب و شتم ماموران روز پنجشنبه شهید شد. پیکر این شهید راه حق روز شنبه در میان حزن و اندوه دوستان و خانواده داغدارش تشییع و در قطعه 221 بهشت زهرا مدفون شد. یادش گرامی

شهدای کودتای انتخاباتی

شهید مسعود هاشم زاده، جوان ۲۷ ساله ای است که در ناآرامی های ۳۰ خرداد ماه در محدود خیابان شادمان و نصرت در تهران به ضرب گلوله ای شهید شد. پیکر این شهید به گفته خانواده اش با ماشین شخصی به روستای پدری وی در نزدیکی رشت حمل شد و در آنجا به خاک سپرده شد.

۱۳۸۸ تیر ۳۰, سه‌شنبه

برگزاری نماز جمعه سبز مردم با امامت هاشمی

نماز جمعه این هفته تهران با حضور جمع کثیری از سبزهای تهران با امامت هاشمی رفسنجانی برگزار شد. این در حالی بود که کلیه خیابانهای اطراف دانشگاه تحت شدیدترین تدابیر امنیتی قرار داشت و ماموران پلیس به همراه سپاه، لباس شخصی ها، بسیج و یگان ویژه سعی در کنترل اوضاع داشتند. نماز جمعه این هفته از این حیث شاید منحصر به فرد ترین مراسمی بود که از ابتدای انقلاب تا کنون برگزار شده بود. در این مراسم مردم با دادن شعارهای ساختار شکن شجاعانه بر مطالبات خود پای فشردند و هاشمی نیز با خطبه هایی متفاوت خود را با جنبش سبز همراه کرد. در حین سخنرانی پیش از خطبه ها ماموران با شلیک گاز اشک آور میان صفوف مردم در خیابانهای اطراف دانشگاه شعی در متفرق کردن مردم را داشتند. همچنین در آغاز خطبه های هم این کار مجددا تکرار شد و مردم با روشن کردن آتش سعی در برطرف کردن اثرات گاز اشک آور داشتند درگیری های پراکنده ای هم قبل و بعد از نماز میان مردم و ماموران شکل گرفت که منجر به بازداشت بیش از 40 نفر و مجروح شدن بسیاری گردید.
مشروح خطبه های رفسنجانی در نماز جمعه این هفته:

۱۳۸۸ تیر ۲۵, پنجشنبه

مسئولیت این اجساد قطعه قطعه با کیست؟

جمهوری اسلامی با صرف پولهای بسیار جهت خرید و تجهیز نیروهای سرکوبگر خود و انواع کمک های نقدی و غیر نقدی به لبنان، فلسطین، آمریکای جنوبی، عراق، افغانستان و غیره به جای هرید هواپیماهای استاندارد مسئول مستقیم مرگ عزیزانی است که بی کناه قربانی بی کفایتی رهبری و دولت میشوند. اخذ تصمیمات غلط، دیپلماسی ناکارآمد و دشمن ساز باعث گردیده است تا ایران بزرگ در انزوایی خود خواسته و خودساخته فرو رود و از تکنولوژی نوین محروم گردد. بر همه ماست که دست این حکومتگران غاصب را از قدرت کوتاه کنیم و زمینه حکومتی اقلیتی بر حداکثر از بین ببریم. آقایان خامنه ای و احمدی نژاد! به جای ماهواره امید، شهاب۳ و خرید باتوم،وسایل شکنجه و شنود و پارازیت به فکر جان مردم باشید و برای آنان هواپیما بخرید.




کروبی هم به دیدار خانواده سهراب اعرابی رفت

به گزارش سایت حزب اعتماد ملی (سحام نیوز) مهدی کروبی در ادامه سرکشی و دلجویی از خانواده های بازداشت شدگان و شهدای اخیر به دیدار خانوداه سهراب اعرابی رفت. کروبی در این دیدار ضمن تسليت به خانواده وي اعلام كرد كه همچنان پيگير حقوق بازداشت شدگان و آسيب ديدگان حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري دهم خواهد بود .

اعلام رسمی حضور میرحسین در نمازجمعه

پاسخ مهندس موسوي به دعوت مردم در خصوص شرکت در نماز جمعه
میرحسین: روز جمعه در میان صفوف شما حاضر خواهم شد
قلم - مهندس موسوی در پاسخ به دعوت مردم طی بیانیه ای اعلام کرد: روز جمعه مورخ 26/4/88 در میان صفهای شما حاضر خواهم شد.
به گزارش قلم نیوز، مهندس میرحسین موسوی در پاسخ به دعوت مردم درخصوص شرکت وی در نماز جمعه این هفته تهران بیانیه ای صادر کرد.
متن کامل بیانیه موسوی به این شرح است:
به نام خدا و با تقدیم سلام متقابل
از آنجاکه اکیداً پاسخ به دعوت همدلان و همراهان در راه صیانت از حقوق مشروع زندگی آزاد و شرافتمندانه را بر خود واجب می دانم، روز جمعه مورخ 26/04/88 در میان صف های شما حاضر خواهم شد.
تمسک به حبلُ المَتین ایمان و قرار گرفتن در حِصن امن الهی که این دعوت شما متضمن آن است بهترین طریق وصول به آزادی های به ناحق مسلوب شده از ماست.
با تقدیم احترام
برادر شما میرحسین موسوی
24/ 04/ 88

۱۳۸۸ تیر ۲۴, چهارشنبه

کشته شدن اعضای تیم ملی نوجوانان جودوی کشور در سانحه هوایی امروز


خبرگزاری ایپنا گزارش داد:

اعضاي تيم ملي جودوي نوجوانان ايران كه امروز راهي ايروان پايتخت ارمنستان بودند در حادثه سقوط هواپيماي كاسپين كه صبح امروز در حوالي قزوين دچار سانحه شد كشته شدند.

به گزارش خبرگزاري ورزش ايران (ايپنا)، تيم ملي ايران براي شركت در تورنومنت ايروان و شركت در يك اردوي آماده‌سازي راهي ارمنستان بود.
علي بهرامي (سرمربي و سرپرست) ، علي اميري (حراست)، علي محدث صدیق(مربی) ، وحید ابراهیمی (داور) ، وحيد ابراهيمي (وزن 51- كيلوگرم)، ايمان زيني وند (‌وزن 55- كيلوگرم)، حسين بناء (‌وزن 60- كيلوگرم)، سعيد رسولي (وزن 66- كيلوگرم)، مصطفي صباغي (وزن 73- كيلوگرم)، يحيي باقرپور (وزن 81- كيلوگرم)، مصيب عزيز الهي (وزن 90- كيلوگرم) و عليرضا لشكري (وزن 90+ كيلوگرم) اعضاي اين تيم را تشكيل مي دادند.
هواپیمای عازم ارمنستان ساعاتی پیش در قزوین سقوط کرد و در این سانحه بیش از 160 نفر کشته شدند.

سقوط یک فروند هواپیمای مسافربری با 169 سرنشین

به گزارش ایسنا يك فروند هواپيماي توپولوف صبح امروز در جاده قزوين ـ تاكستان، حدود روستاهاي مهدي‌آباد و جنت‌آباد سقوط كرد.
سخنگوي سازمان هواپيمايي كشوري ـ‌ با اعلام اين خبر به خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) ‌گفت: صبح امروز يك فروند هواپيما (توپولوف) در مسير تهران ـ‌ ايروان متعلق به شركت هواپيمايي كاسپين به شماره پرواز 7908 ، 16 دقيقه پس از برخاستن از فرودگاه بين‌المللي امام خميني (ره) در منطقه‌اي در نزديكي قزوين دچار سانحه شد و سقوط كرد. گفته مي‌شود 153 نفر مسافر و 16 نفر كرو (خلبان، كمك خلبان، مهماندار، مهندسي پرواز) در اين هواپيما بوده‌اند.
در اینجا لازم است که به همه دست اندرکاران این فاجعه از جمله رهبری کبیر انقلاب که با حمایت بی وقفه از رییس جمهور بیکفایت به دلیل نزدیکی نظراتش به ایشان، آقای احمدی نژاد ریسس دولت بیکفایت و کودتاگر و دست نشانده، وزیر لات و لمپن راه و ترابری، وزیر بی کفایت صنایع (همکلاسی بی دست و پای دیروز بنده در مدرسه نمونه امت و ساکن خیابان نیکنام در شرق تهران) بابت این فاجعه خسته نباشید عرض کنیم. این ملت هر روز باید تاوان بی لیاقتی دولت مهرورز را بدهند. وقتی ناوگان فرسوده هواپیمای کشور به دلیل حمایت مردم فلسطین و دشمنی بی دلیل با اسرائیل و آمریکا با هواپیماهای لکنته روسی جایگزین و نوسازی شوند باید هم منتظر این دست اتفاقات باشیم.
{حمید بهبهانی وزیر راه وترابری: ایمنی در اولویت برنامه های حمل ونقل کشور قرار دارد. سعی کرده ایم آمار حوادث در این بخش را به میزان قابل توجهی پایین بیاوریم. در چند سال اخیر هیچ گونه سانحه سقوط هواپیما نداشته ایم. البته به طور جزیی ترکیدگی لاستیک و یا آتش گرفتن چرخ هواپیما رخ داده است اما خطرات جدی نبوده اند که تلفات جانی در پی داشته باشند". بهبهانی ادامه داد: " به تازگی یک هواپیما در آمریکا سقوط کرد و تعداد بسیاری از مسافران کشته شدند".بهمن 1387 }
برای بازماندگان این فاجعه ملی از خداوند صبر خواستارم.

شهیدی دیگر در تهران یعقوب بروایه


شهید یعقوب بروایه لحظاتی پیش از شهادت: مادر، من برای آزادی کشته شدم.

یعقوب بروایه، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته نمایش در دانشکده هنر ومعماری دانشگاه تهران، روز چهارم تیر ماه توسط نیروهای بسیج از بام مسجد لولاگر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و بلافاصله توسط دوستانش به بیمارستان لقمان انتقال یافت.

اما یعقوب بروایه که در کنترل کامل مامورین تحت مداوا قرار داشت، از این حادثه جان سالم به در نبرد. او تنها دقایقی پیش از مرگ چشم گشود، دستان مادرش را گرفت و زیر لب گفت:
- مادر من برای آزادی کشته شدم....
و چشم فروبست.
پس از آن ماموران امنیتی پیکر بی جان یعقوب را تحویل گرفتند و به محل نامعلومی بردند وسرانجام بعد از ٤٨ ساعت به خانواده او اطلاع دادند جسد یعقوب به خاک سپرده شده است. ماموران از خانواده او تعهد گرفته اند که از هر گونه اطلاع رسانی و برگزاری مراسم برای او خودداری کنند.

مصاحبه با مادر شهید یعقوب بروایه قبل از شهادت وی (روزآنلاین)